این فصل امتحانات
این هفته ها امتحانات دایره و من هم چه امتحان سختی دادم البته هنوز از نمرم خبری ندارم. البته خداکنه دیگه از این امتحانات از من نگیرند.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٢٤ ب.ظ توسط عبدالحسین عباسیان
سهشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸۸
روز پاییزی ات مبارک
دیروز تمام ساعتها کلاس داشتم و نتونستم این روز رو به دانشجویان عزیز تبریک بگم. ولی امروز البته با یک روز تاخیر این روز پاییزی رو به همه عزیزانی که به دنبال علم و دانش هستند تبریک می گم و برای همه دانشجویان آروزی موفقیت میکنم.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:٠٩ ق.ظ توسط عبدالحسین عباسیان
یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸
مدیر تاخیری
بالاخره بعد از کشمکشهای فراوان آموزش و پرورش ما هم صاحب مدیر شد که مهمترین مزیت آن هم همین یافتن مدیر می باشد . امیدواریم که نظام آموزشی ما کم کم به سمت بهبود حرکت نماید.
¤ نوشته شده در ساعت ٩:٠۳ ق.ظ توسط عبدالحسین عباسیان
دوشنبه ٩ شهریور ۱۳۸۸
کدام سند؟ کدام برنامه؟
امروز وزیر پیشنهادی احمدی نژاد در آموزش و پرورش از برنامه ها سوابق خود در مجلس سخن گفت. در سنخان خانم سوسن کشاورز مطالبی گفته شد که بسیار جالب و خواندی است. مطالبی که در ادامه از ایشان نقل می شود از سایت فارس نیوز اخذ شده است. خانم کشاورز پس از بیان سوابق کلی خود اعم از اینکه در تظاهرات قبل و بعد از انقلاب به صورت مستمر حضور داشته و یک فرد متدین است تا بینان گذار انجمن اسلامی در دبیرستان و بنیان گذار بیسج سپاه پاسداران خواهران به سرفصل های برنامه خود اشاره کرد. او رئوس برنامه های خود ار چنین بیان می کند:
-
عملیاتی کردن مباحث تحولی در نظام آموزش و پرورش
-
تشکیل اتاق های فکر
-
جذب و توسعه و ارتقا منزلتم معلمان
-
احیای مراکز تربیت معلم و تقویت آموزش های ضمن خدمت
در ادامه خانم کشاورز بیان می کند که ایشان ۴ سند را تولید نموده اند که بسیار مهم می باشند. این سندها عبارتند از:
- سند اصلی فلسفه تربیت
- فلسفه تربیت رسمی و عمومی
- سند اجرای برنامه
- سند تحول راهبردی
ایشان همچنین در خصوص مبحث ارزشیابی می گوید ما به جای ارزشیابی کمی و حافظه مدار باید به دنبال ارزشیابی توصیفی باشیم . در پایان ایشان تحقق تربیت را در دست سه رکن خانواده ، حاکمیت و نهادهای دینی و اجتماعی می داند و بیان می کند که خانواده ها باید در برنامه ریزی ، اجرا پشتیبانی دست اندرکار واقعی در آموزش و پرورش باشند.
البته اینکه مدرک خانم کشاورز دکتری فلسفه تعلیم و تربیت از دانشگاه تربیت معلم است شکی نیست و اعتبار مدرک ایشان تایید شده است. ولی من نمی دونم که حضور در تظاهرات قبل و بعد از انقلاب چه تاثیر در مدیریت اصلی ترین وزارتخانه کشور دارد. هم چنین تاسیس انجمن اسلامی سپاه چی؟ البته می توان اینطور فکر کرد که این سوابق بیشتر مورد نظر کسانی است که هم چیز را با هم قاطی می کنند. در مورد برنامه های ایشان بعد از مطالعه رئوس من کمی به این فکر افتادم که اصطلاحات به کار برده شده حاصل داشتن مدرک ایشان در حوزه آموزش و پرورش است که معمولا در امتحانات بیشتر در برگه های امتحانی نوشته می شود و تا عملیاتی کردن آنها بسیار فاصله است چون هنوز بسیاری از پایه های ما از اول خراب بوده است تا آنها درست نشود نمی توان امید داشت که مانند کشورهای توسعه یافته حرف از تغییر و تحول و فکر زد. در مورد سند های تولید شده باید گفت کدامیک از این سندها توانسته بیشتر از یک اسم دهن پر کن کاری دیگر انجام دهد.
در پایان باید بگم بین واقعیت و رویا باید تفاوت قایل شویم و به منظور تثبیت جایگاه خود متوسل به بیان حرفهایی نشویم که حالا حالاها از رویا نمی توانند در کشور ما فراتر روند.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٥٠ ب.ظ توسط عبدالحسین عباسیان
دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸
هر جا بری آسمون یک رنگه؟؟؟
تو این هفته به این ضرب المثل داشتم فکر می کردم که واقعا هر جا بری آسمون یک رنگه یا نه؟ بعد از شش سال کار در سازمانهای دولتی و نیمه دولتی تصمیم گرفتم از دست نامه نگاری های روتین و یکنواخت و تا حدودی مزین شده به دروغ خلاص شم. تنها راه حل رو در ورود مجدد به دانشگاه دیدم پس دست به کار شدم و هر جوری بود خودم تو دانشگاه دیدم بعد از چهار و پنج سال ، دیگه به خودم گفتم از اون گزارشهای دروغین با یک عالمه نمودار و جدول خلاص شدم. ولی انگار اشتباه کرده بودم چون هر جا بری آسمون یک رنگه، بر خلاف آدمهای رنگارنگی که زیر این آسمون زندگی می کنند . تفاوت دانشگاه با اون سازمانها اینه که حالا اینجا زیر علم آدمایی باید سینه بزنی که به جای اینکه بنده علم باشند بنده پول هستند( البته منظور همه آدماش نیست) خلاصه اینکه سعی کردم همیشه این ضرب المثل رو یادم باشه ،حداقل در جامعه ما که خیلی صادقه بقیه جاها رو نمی دونم. بعد از اینکه این جملات را تمام کردم باید یکی از اون گزارشهای پر رنگ و لعاب رو برای یکی از اون آدما که گفتم آماده کنم. به قولی یک بار فول کردم و دیگر نخواهم کرد. این رو بعنوان یک دستیار پژوهشی تو دانشگاه گفتم. پس هر جا برم آسمون همینه رنگه و اونم آبی شاید!!!!!!
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:٥٤ ق.ظ توسط عبدالحسین عباسیان
یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸۸
شنبه ای دیگر
امروز هم مثل شنبه های دیگه ساعت ١٠ سر کلاس روش تحقیق حاضر شدم. بعد از دادن یک کویز که همیشه با این جمله آغاز میشه "محققی میخواهد... ، بحث در مورد روشهای همبستگی و تجربی شروع شد. بحث روش تحقیق بود آقا چه بحثی!!!!!!!! امروز کلی چیزهای جدید و علمی یاد گرفتیم جای همه دوستداران علم خالی واقعا!! بعد از یک استراحت ٣ ساعت به کلاس به مراتب علمی تر و تخصصی تر رفتیم، این کلاس که دیگه ته بحث علمی بود.شاهد این گفته من پاره شدن چرتم سر کلاس و خنده همکلاسی بود. خلاصه که شنبه گل و بلبل با هم هستند. آقا چه درسی بخونیم ما!!! و چه دانشگاهی دارند اینا!!!!
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٢٥ ق.ظ توسط عبدالحسین عباسیان
شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸۸
بهانه ای برای شروع
در هر کاری بعد از اینکه چند صباحی به سراغ آن فعالیت نری می گن سخته تا دوباره شروع به انجام فعالیت خاص کنی. اصطلاحا میگن نزار پشتت باد بخور. داستان ما هم برای نگارش در وبلاگمون همینه . امروز سعی کردم هر جور شده مطلبی رو یادداشت کنم تا بتونم دوباره مطالبی را در وبلاگم به طور مداوم بنویسیم. از بعد از عید نوروز( راستی عید شما مبارک) دو موضوع برایم پیش اومد که کمی انگیزه برای فعالیت بیشتر در من ایجاد کرد. اول اینکه چکیده مقاله ای رو که به همراه دکتر ابوالقاسمی و یکی از دوستان بنام آقای طاهری به اسپانیا فرستاده بودیم پذیرش گرفت( بماند که در همان نقطه ماند) و دیگر اینکه پس چند بار شرکت در آزمون زبان بعد از عید نمره قبولی رو گرفتم . دیگه کم کم قبولی در امتحان زبان داشت سخت تر از قبولی در آزمون دکتر می شد که به خیر گذشت. امروز هم کلاس روش تحقیق رو از دست دادم چون به همراه برخی از دوستان هفته گذشته به کرمان رفتیم تا گشتی بزنیم . قطار کرمان هم که بدتر از اتوبوسهای تندرو آزادی - ترمینال شرق همه ایستگاهها نگه میداشت ساعت نه ونیم ما رو به تهران رسوند که دیگه برای حاضر شدن در کلاس دیر شده بود. ( البته به نظر خودم که چیز خاصی از دست ندادم مگر کویز هفتگی که منجر به نمره کلاسی میشه رو) رفتم خونه و پس کمی استراحت برای حاضر شدن در کلاس آموزش و بهسازی سازمان به دانشگاه رفتم. از قرار معلوم قدردانی کردن از اساتید در روز معلم مصادف با کلاس عصر ما شده بود چون کلاس ساعت ٣ ما تا ساعت ۴ برگزار نشد و دوستان هم تصمیم گرفتند به رسم دانشجویی به علت عدم حضور استاد کلاس رو به مقصد خانه و خوابگاه ترک کنند. البته یک تفاوتی بین این مقطع و مقاطع پایینتر در ترک کلاس هست و اون این که یک ساعت بعد کلاس و عدم حضور استاد کلاس ترک میشه نه پس از ۵ یا ١٠ دقیقه . در حال ترک کلاس بودم که یکی از همکلاسی های قدیمی رو دیدم که در حال انجام مراحل انتهایی انجام پایان نامه بود و از قضا استاد راهنما ایشان هم در همان همایش قدردانی از اساتید حضور داشت . بعد از جواب دادن به چند سئوال در خصوص پایان نام اش خداحافظی کردم و به طرف خونه راه افتادم .
¤ نوشته شده در ساعت ٢:٤٤ ب.ظ توسط عبدالحسین عباسیان
یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧
فرضیه سئوالی!!!!!!!
- پس زمانی که ما در حال نوشتن فرضیه تحقیق هستیم چه فرضیه ما سئوالی باشد یا غیر سئوالی باید...
- ببخشید مگه ما فرضیه سئوالی هم داریم؟
- بله که داریم زمانی که شما فرضیه رو به صورت سئوالی می نویسید ، فرضیه شما یک فرضیه سئوال هست.
- میشه یک مثال بزنید تا دقیقا متوجه بشیم؟
- بله ،آیا بین پیشرفت تحصیلی و جایگاه اجتماعی - اقتصادی دانش آموزان ارتباط وجود دارد؟ ... این یک فرضیه سئوالیه.
این گفتگویی بود که هفته پیش در کلاس روش تحقیق صورت گرفت. من که تا به حال برای اولین بار می شنیدم فرضیه سئوالی هم داریم به هیچ عنوان به خرجم نرفت. تو کلاس هم گفتم یا ما در خصوص ارتباط بین متغیر قبلا در ادبیات تحقیقی اطلاعات کسب کردیم یا نه . اگه اطلاع داشته باشیم در تحقیق فرضیه می نویسیم و گرنه در تحقیق ما سئوالات خودمان را ذکر می کنیم. البته نظر من هم کلاس رو متقاعد نکرد تا این موضوع را که فرضیه سئوالی نداریم بپذیرند. لذا بر آن شدم تا هر جور شده از این اختلاف نظر سر در بیارم. در طول هفته به دنبال منابع معتبر روش تحقیق می گشتم که تصادفا یکی از اساتید کتاب"طرح تحقیق: کمی ، کیفی،آمیخته " نوشته کراسول را معرفی کرد و بعد کتاب رو که شخصا از خارج کشور تهیه کرده بود در اختیارم گذاشت تا شاید به جواب سئوال خودم که آیا فرضیه سئوالی وجود دارم ؟ پاسخ بدهم. من هم سریع رفتم سراغ فصل ششم کتاب که عنوانش بود سئوالات و فرضیات تحقیق . عجب تصادفی در قسمت بیان سئوال به این عنوان برخورد کردم " سئوالات استنباطی و سئوالات توصیفی" برای هر کدام چند مثال بیان شده بود که من یک مثال از این دو نوع سئوال را می نویسم.
سئوال توصیفی: Descriptive
میزان مهارت تفکر انتقادی دانش آموزان به چه اندازه می باشد؟( سئوال توصیفی بر متغیر وابسته تاکید دارد)
سئوال استنباطی:Inferential
آیا توانایی تفکر انتقادی با پیشرفت تحصیلی ارتباط دارد؟ ( سئوال استنباطی بر متغیر وابسته و مستقل هر دو تاکید دارد)
با استناد به این مطلب می تونم بگم که ما فرضیه سئوالی نداریم بلکه سئوال استنباطی داریم.
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٤٥ ب.ظ توسط عبدالحسین عباسیان
چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧
یادآوری دوران گذشته
روز یکشنبه ساعت ١۵ کلاس آمار استنباطی پیشرفته با حضور دکتر کیامنش برگزار شد. البته کلاس با کمی تاخیر آغاز شد. به گفته دکتر کاغذ بازی روزهای اولی وقت ایشان رو گرفته بود. دکتر با بررسی وضع موجود کلاس شروع نمود و بعد وظایف ما در این ترم معین شد و منابع مورد نیاز نیز معرفی شدند. و کمی از مقدمات منحنی نرمال و برآورد نقطه ای و فاصله ای برای مان صحبت نمود. نکته قابل توجه این بود که بین صحبتهای دکتر ناخودآگاه یاد دوران فوق لیسانس در دانشگاه تربیت معلم افتادم زمانی که در کلاس دکتر کیامنش مشغول فراگیری آمار بودیم یاد بچه های اون دوره و فضای دانشگاه ، البته در این کلاس برای من مشخص شد که باید شروع کنم و کتابهای آمار را از اول یک تورقی بکنم چون واقعا آمار درسی فراره که اگه تمرینی نداشته باشی سریع هم چیز تموم می شه. از مزایای کلاسهای دکتر کیامنش فعال بودن دانشجو است که دکتر همیشه به آن توجه دارد.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:۳۱ ب.ظ توسط عبدالحسین عباسیان
یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧
به بهانه پژوهش
این روزها در حال انجام تحقیق با موضوع بررسی راههای گسترش پژوهش کیفی در دانشگاه شهید بهشتی هستم. البته این کار به لطف یکی از اساتید دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی صورت گرفت. به همین بهانه سری به یک یکی از مقالاتی که قبلا در این خصوص مطالعه کردم رفتم ، مقاله ای تحت عنوان " آموزش روش شناسی پژوهش در روان شناسی و علوم تربیتی در ایران" نتایج بدست آمده در این مقاله برایم جالب بود . نتایج بدست آمده نشان داده بود که متون تدریس شده در روانشناسی و علوم تربیتی عمدتا ترجمه و اقتباس از آثار کمی گرا و آماری نگر در روش تحقیق است و اساسا کتابهای انتخاب شده کتابهای است که نشات گرفته از آثار دانشمندان رفتار گرا و کمی نگر کشورهای انگلیسی زبان در ربع سوم قرن گذشته است. یکی دیگر از نتایج تحقیق این بود که رویکردها و طرحهای پژوهشی کیفی در منابع تدریس روش تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی به صورتی حاشیه ای و کم رنگ شده است. یا به بیان دیگر ٩٣ درصد حجم آثار مذکور که در دانشگاهها تدریس می شود به پژوهش کمی اختصاص دارد و فقط ۶ درصد از حجم این آثار به پژوهش های کیفی می پردازد.(برای مطالعه کامل رجوع کنید)
با مطالعه مجدد این مقاله علاقه مند شدم که حتما در انجام این تحقیق شرکت داشته باشم تا از نزدیک با راههای گسترش روشهای تحقیق کیفی در دانشگاه شهید بهشتی در رشته های علوم انسانی آشنا شوم. البته یک تحقیق دیگر در خصوص ارائه طرح پرداخت پاداش مبتنی بر عملکرد ذهنم رو مشغول کرده که فکر کنم با وقت اندک برای ارائه پروپوزال ، این تحقیق به آینده موکول شود. به طور کلی فکر می کنم درگیر شدن در مسائل پژوهشی می تواند تجربه ای خوبی برایم باشد تا در آینده بتوانم به صورت علمی تر به فعالیتهای خودم ادامه دهم.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٠۸ ب.ظ توسط عبدالحسین عباسیان
